تبليغاتX
کلبه ی تنهایی

کلبه ی تنهایی

لطفا از وب زیرهم دیدن فرمایید.باتشکر... www.sarzamineasheghha.mihanblog.com

valentain

روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲۵ بهمن‌ماه (۱۴ فوریه)

در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است. این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین

به صورتناشناس انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در

کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

برای خواندن مطالب به صورت کامل به وب زیرمراجعه فرمایید.

 www.sarzamineasheghha.mihanblog.com

happy valentain


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 20:30  توسط كيا  | 

معجزه عشق

كاهش فشار خون، كاهش ميزان ابتلا به سرما خوردگي، كاهش استرس و ... تنها شروع بهره وري از عشق است.

‌عشق و سلامتي به طرز عجيبي از هم متاثر مي شوند.

‌انسان‌ها براي برقراري ارتباط مخابره مي كنند و زماني كه در برقراري ارتباطي معقول و ‌دوست داشتني موفق مي شوند، پاداش و بهره اي عظيم را براي خود به ارمغان مي آورند. البته هيچ مدرك و ‌شاهدي در رابطه با تاثير مثبت عشق هاي تازه و پر تنش و حرارت اوليه ، بر سلامتي مشاهده نشده است.

افرادي كه ‌عاشق مي شوند مدعي تجربه احساس جذاب، جالب و پرتكاپو به طور همزمان هستند. اينها همگي مي تواند منبعي از ‌استرس باشد. در حالي‌كه عشق ثابت و متعادل و عميق مي تواند تاثير مثبت بر سلامتي فرد داشته باشد.‌

‌و اما 10 فايده موثر ارتباط عاشقانه‌:

1- نياز كمتر براي مراجعه به پزشك: يكي از فرضيه هاي توجيهي براي اين مزيت اين است كه افرادي كه داراي ارتباط ‌خوب با يكديگر هستند بهتر از خود مراقبت مي كنند. بهترين دوستان شما به شما انگيزه حفظ رژيم غذايي سالم را مي دهند.

‌2- افسردگي و سوء مصرف دارويي كمتر: تحقيقات ثابت كرده كه ازدواج و تاهل باعث كاهش ميزان استرس در مردان ‌و زنان مي شود و ميزان مصرف مواد مخدر و نوشيدني هاي غير مجاز را به طور قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد.

‌3- كاهش فشار خون: ازدواج موفق و شاد يكي از عوامل تاثير گذار بر فشار خون مي باشد و اين مقدار را در حد ايدهآلي ‌حفظ مي كند.

‌4- كاهش اضطراب: اين افراد به دليل توليد دوپامين بيشتر، كمتر دچار اضطراب مي شوند.‌

5- كنترل طبيعي درد: مطالعات ‌MRI‌ بر روي زوج‌ها ثابت كرده كه فعاليت بخشي از مغز اين افراد در كنترل درد چشمگيرتر ‌است.

‌6- مديريت بهتر استرس: افرادي كه توسط ديگري حمايت مي شوند و ديگران آنها را دوست دارند در برخورد با شرايط ‌استرس زا به طور معقول تري برخورد مي كنند.

‌7- كاهش ميزان سرماخوردگي: افرادي كه داراي روابط عاشقانه هستند كمتر دچار استرس، اضطراب و افسردگي مي‌شوند و در نتيجه سيستم ايمني آنها ارتقا مي يابد و در برخورد با عوامل ويروسي و سرما كمتر دچار بيماري خواهند شد.

‌8- التيام سريع‌تر: سرعت التيام زخم يكي ديگر از قدرت هاي حاصل از روابط عاشقانه مي باشد كه البته با انجام آزمايش، ‌صحت آن تاييد شده است.

‌9- افزايش طول عمر: سرعت مرگ و مير افراد مجرد به هر دليل ممكن 58% بيشتر از افراد متاهل است. ازدواج و تاهل و ‌وابستگي با ميزان كاهش انزواطلبي در ارتباط است. تنهايي و انزوا طلبي يكي از دلايل اصلي مرگ و مير مي باشد.

‌10- زندگي شادتر: يكي از بارزترين مزاياي عشق، لذت و شادي است. شادي حاصل از تاهل و ازدواج و احساس تعلق، ‌بيشتر از درآمد قابل توجه شادي آور و لذت بخش است. ارتباط خود را قوت بخشيد. اگر مبتلا به اضطراب و افسردگي هستيد ، جهت درمان هرچه سريع‌تر اقدام كنيد. ‌مهارت ارتباطي و شيوه كنترل و مديريت گفتگو و بحث ها را آموزش ببينيد. ‌به انجام امور جذاب، جالب و شادي بخش با شريك و همسر خود بپردازيد. ‌موفقيت يكديگر را جشن بگيريد.

‌نكته آخر از اهميت قابل توجهي برخوردار است. به همان اندازه كه حمايت از همسر و دوست در بحران هاي زندگي لازم است، بودن در كنار هم و سهيم بودن درشادي يكديگر نيز داراي اهميت مي باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 22:48  توسط كيا  | 

ثروت...

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند. هردو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند. پسرک پرسید:«ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین» کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها کمک کنم. مى خواستم یک جورى از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهاى کوچک آنها افتاد که توى دمپایى هاى کهنه کوچکشان قرمز شده بود.گفتم:«بیایین تو یه فنجون شیرکاکائوى گرم براتون درست کنم.»آنها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهایشان را گرم کنند. بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول کار خودم شدم. زیر چشمى دیدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد. بعد پرسید: … «ببخشین خانم! شما پولدارین »نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم:«من اوه… نه!»دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبکى آن گذاشت و گفت:«آخه رنگ فنجون و نعلبکى اش به هم مى خوره.»آنها درحالى که بسته هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولین بار در عمرم به رنگ آنها دقت کردم. بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم. سیب زمینى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، یک شغل خوب و دائمى، همه اینها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجایشان گذاشتم و اتاق نشیمن کوچک خانه مان را مرتب کردم. لکه هاى کوچک دمپایى را از کنار بخارى، پاک نکردم. مى خواهم همیشه آنها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.
 دلم می خواد برای فردایی بهتر تلاش کنم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 13:19  توسط كيا  | 

داستان زیباوعاشقانه دلیل عشق؟

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید:


-
چرا دوستم داری؟ واسه چی می گی عاشقمی؟


-
دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا" دوست دارم


-
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی... پس چطور دوستم داری؟ چطور میتونی بگی عاشقمی؟


-
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم


-
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


-
باشه.. باشه! میگم... چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی، دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخاطر لبخندت...


-
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد


متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت. پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون:

عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم اما حالا نه می تونبی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟
نه! معلومه که نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 13:50  توسط كيا  | 

روسیاه

قرآن....من شرمنده تو هستم...
قرآن!من شرمنده توام اگرازتوآوازمرگی ساخته ام كه هروقت دركوچه مان آوازت بلندمیشود همه ازهم میپرسندكه چه كس مرده است؟

چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خداتورابرای مردگان مانازل كرده است.

قرآن!من شرمنده توام اگرتوراازیك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام. یكی ذوق میكندكه تورابرروی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكندكه تورافرش كرده،‌یكی ذوق میكندكه توراباطلانوشته،‌یكی به خودمیبالدكه تورادركوچكترین قطع ممكن منتشركرده و...!

آیاواقعا"خداتورافرستاده تاموزه سازی كنیم؟

قرآن!من شرمنده توام اگرحتی آنان كه تورامی خوانندوتورامی شنوند،‌آنچنان به پایت می نشینندكه خلایق به پای موسیقیهای روزمره می نشینند.اگرچندآیه ازتورابه یك نفس بخوانند مستمعین فریادمیزنند:

احسنت ...!

گویی مسابقه نفس است...

قرآن!من شرمنده توام اگربه یك فستیوال مبدل شده ای كه حفظ كردن توباشماره صفحه، ‌خواندن توازآخربه اول،‌یك معرفت است یایك ركوردگیری؟ای كاش آنان كه توراحفظ كرده اند،‌حفظ كنی،تااین چنین تورااسباب مسابقات هوش نكنند.خوشابه حال هركسی كه دلش رحلی است برای تو.آنانكه وقتی تورامی خوانندچنان حظ می كنند،‌گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 13:38  توسط كيا  | 

شعر عشقولانه

 

من به درماندگی صخره و سنگ

من به آوارگی ابر و نسیم

من به سرگشتگی آهوی دشت

من به تنهایی خود می مانم

من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی

گیسوان تو به یادم می آید

من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی

شعر چشمان تو را می خوانم

چشم تو چشمه شوق

چشم تو ، ژرف ترین راز وجود

برگ بید است که با زمزمه جاری باد

تن به وارستن عمر ابدی می سپرد

تو تماشا کن

که بهاری دیگر



پاورچین پاورچین

از دل تاریکی میگذرد

و تو در خوابی

و پرستو ها خوابند

و تو می اندیشی

به بهاری دیگر

و به یاری دیگر

نه بهاری

و نه یاری دیگر

- حیف

اما من و تو

دور از هم می پوسیم

غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است

دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست

از سر این بام

این صحرا

این دریا

پر خواهم زد

خواهم مرد

غم تو این غم شیرین را

با خود خواهم برد

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 13:25  توسط كيا  | 

اگه قلبمو شکستی...

اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت

 این منم چون گل یاس نشستم سر راهت

 تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم

 اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم

اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده

 تو بگو کدام عاشق رنج دوری رو ندیده

اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم

 میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم

تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند

تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 13:16  توسط كيا  | 

شرط عشق(چقدر مامردا فدا کاریم)

 

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.
نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید
.
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند
.
مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید
.
موعد عروسی فرا رسید
.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.

مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.
همه تعجب کردند.

و مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردمد"

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 12:56  توسط كيا  | 

دوستت دارم

وقتي ۱۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...
صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زير انداختي و لبخند زدي...

وقتي که ۲۰ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...
سرت رو روي شونه هام گذاشتي و دستم رو تو دستات گرفتي انگار از اين که منو از دست بدي وحشت داشتي .

وقتي که ۲۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...
صبحانه مو آماده کردي وبرام آوردي ..پيشونيم رو بوسيدي و گفتي بهتره عجله کني ..داره ديرت مي شه .

وقتي که ۳۰ سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ...
بهم گفتي اگه راستي راستي دوستم داري بعد از کارت زود بيا خونه .

وقتي ۴۰ ساله شدي و من بهت گفتم که دوستت دارم ....
تو داشتي ميز شام رو تميز مي کردي و گفتي باشه عزيزم ولي الان وقت اينه که بري به درسهای بچه مون کمک کني .

وقتي که ۵۰ سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم ...
تو همونجور که بافتني مي بافتي بهم نکاه کردي و خنديدي .


وقتي که ۶۰ سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدي ...


وقتي که ۷۰ ساله شدي و من بهت گفتم دوستت دارم ...
در حالي که روي صندلي راحتيمون نشسته بوديم من نامه هاي عاشقانه ات رو که ۵۰ سال پيش براي من نوشته بودي رو مي خوندم و دستامون تو دست هم بود .


وقتي که ۸۰ سالت شد ... اين تو بودي که گفتي که من رو دوست داري ...
نتونستم چيزي بگم . فقط اشک در چشمانم جمع شد .

اون روز بهترين روز زندگي من بود ، چون تو هم گفتي که منو دوست داري .

به کسي که دوستش داري بگو که چقدر بهش علاقه داري و چقدر در زندگي براش ارزش قائل هستي چون زماني که از دستش بدي مهم نيست که چقدر بلند فرياد بزني اون ديگر صدايت را نخواهد شنيد ...

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 12:33  توسط كيا  | 

تست عاشقی

ديدگاه شما نسبت به عشق


1- پايان دنيا نزديک است. اگر فقط بتوانيد يک نوع از حيوانات را نجات دهيد، کدام را انتخاب مي‌کنيد؟


الف) خرگوش
ب) گوسفند
پ) گوزن
ت) اسب


2- به آفريقا رفته‌ايد. به هنگام بازديد از يکي از قبيله‌ها، آنها اصرار مي‌کنند که يکي از حيوانات زير را به عنوان يادگاري با خود ببريد. کدام را انتخاب مي‌کنيد؟


الف) ميمون
ب) شير
پ) مار
ت) زرافه


3- فرض کنيد خطاي بزرگي انجام داده‌ايد و خداوند براي مجازات شما تصميم گرفته است که به جاي انسان، شما را به صورت يکي از حيوانات زير در آورد. کدام را انتخاب مي‌کنيد؟


الف) سگ
ب) گربه
پ) اسب
ت) مار


4- اگر قدرت داشتيد که يک نوع از حيوانات را براي هميشه از روي کره زمين نابود کنيد، کدام را انتخاب مي‌کرديد؟


الف) شير
ب) مار
پ) تمساح
ت) کوسه



5- يک روز، با حيواني برخورد مي‌کنيد که مي‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان مي‌خواهد که کداميک از حيوانات زير باشد؟


الف) گوسفند
ب) اسب
پ) خرگوش
ت) پرنده


6- در يک جزيره دور افتاده، تنها يک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کداميک را انتخاب مي‌کنيد؟


الف) انسان
ب) خوک
پ) گاو
ت) پرنده


7- اگر قدرت داشتيد که هر نوع حيواني را اهلي و دست‌آموز کنيد. کداميک از حيوانات زير را به عنوان حيوان خانگي خودتان انتخاب مي‌کرديد؟


الف) دايناسور
ب) ببر
پ) خرس قطبي
ت) پلنگ


8- اگر قرار بود براي 5 دقيقه به صورت يکي از حيوانات زير در مي‌آمديد، کداميک را انتخاب مي‌کرديد؟


الف) شير
ب) گربه
پ) اسب
ت) کبوتر


جواب تست


1- در زندگي واقعي، براي چه نوع آدمهايي جذابيت و کشش داريد.


الف: خرگوش– کساني که داراي شخصيت دوگانه هستند، به سردي يخ در ظاهر اما به گرمي آتش در باطن


ب: گوسفند– مطيع و گرم


پ.: گوزن– زيبا و آداب دان


ت.: اسب- کساني که غيرقابل جلوگيري، بي‌بند و بار و آزاد هستند.


2-- در فرايند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رويکرد براي شما خوشايندتر و موثرتر است


الف. ميمون – مبتکر و باذوق که هيچگاه احساس خستگي نکنيد.


ب. شير- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگويد که دوستتان دارد.


پ. مار- دمدمي مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد


ت. زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند


3- دلتان مي‌خواهد معشوقتان چه عقيده‌اي در باره شما داشته باشد.


الف. سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم


ب گربه- شيک و زيبا


پ- اسب- خوش بين


ت. مار- انعطاف‌پذير


4- چه اتفاقي باعث مي‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنيد/ از چه خصوصيتي بيش از همه نفرت داريد.


الف. شير- متکبر و خودخواه، امر و نهي کن


ب. مار- هيجاني و دمدمي مزاج، نمي‌دانيد چگونه او را خوشحال کنيد.


پ تمساح- خونسرد، بيرحم، سنگدل


ت. کوسه- ناامن


5- دوست داريد چه نوع رابطه‌اي با او برقرار سازيد.


الف. گوسفند- سنتي، بدون آن که چيزي بگوئيد او بفهمد چه مي‌خواهيد، ارتباط برقرار کردن از طريق قلب‌ها.


ب. اسب- هر دو بتوانيد درباره همه چيز با هم صحبت کنيد، هيچ چيز مخفي در ميان نباشد.


پ. خرگوش- رابطه‌اي که هميشه خود را گرم و عاشق او حس کنيد.


ت پرنده- رابطه‌اي پايدار و طولاني و بالنده


6- آيا به او خيانت مي کنيد.


الف.ا نسان- شما به جامعه و اخلاقيات احترام مي‌گذاريد، پس از ازدواج هيچ کار خلافي نمي‌کنيد.


ب. خوک- نمي‌توانيد در مقابل تمايلاتتان مقاومت کنيد، به احتمال زياد خيانت مي‌کنيد.


پ. گاو- خيلي سعي مي‌کنيد که چنين کاري نکنيد.


ت. پرنده- شما هرگز نمي‌توانيد استوار و ثابت قدم باشيد، شما واقعاً براي ازدواج مناسب نيستيد و نمي‌خواهيد تعهدي بپذيريد.


7- درباره ازدواج چه فکر مي‌کنيد.


الف. دايناسور- شما خيلي بدبين هستيد و فکر مي‌کنيد اين روزها ديگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.


ب. ببر- شما به ازدواج به صورت يک چيز گرانبها فکر مي‌کنيد. پس از آن که ازدواج کرديد، پيوند زناشويي و همسرتان را بسيار باارزش و گرامي مي‌داريد.


پ. خرس قطبي- شما از ازدواج مي‌ترسيد، فکر مي‌کنيد آزاديتان را از شما خواهد گرفت.


ت. پلنگ- شما هميشه طالب ازدواج بوده‌ايد ولي در واقع، شناخت دقيقي از آن نداريد


8- در اين لحظه، به عشق چگونه فکر مي‌کنيد.


شير- شما هميشه تشنه عشقيد و مي‌توانيد هر کاري براي آن بکنيد اما به راحتي در دام عشق نمي‌افتيد.


گربه- شما خيلي خودمحور و خودخواهيد. شما فکر مي‌کنيد عشق چيزي است که مي‌توانيد به دست آوريد و هرگاه که خواستيد آن را دور بياندازيد..


اسب- شما نمي‌خواهيد در قيد و بند يک رابطه پايدار قرار بگيريد. به هر چمن که رسيدي گلي بچين و برو


کبوتر- شما به عشق به صورت يک تعهد دو طرفه فکر مي‌کنيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 15:1  توسط كيا  |